آرمانآرمان، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره
رادمانرادمان، تا این لحظه: 6 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره

آرمان و رادمان الماس های زندگیم

فقط از خدا میخوام

یه مردی تو زندگیم دارم که رفیق غم و شادیه زندگیمه...تو روزای سخت کنارمه پسرم رفیقترینه رفیقمه...با اینکه کوچولوئه ولی با قلب پاکش خیلی چیزا رو حس میکنه خدایا بخاطر این گل تو زندگیم نظر بهمون کنه تا شر این مشکلات از سر زندگیمون کم شه. بخاطر بچم ازت میخوام که شادی رو هیچوقت ازمون دور نکنی. خدایا مثل همیشه حواست بهمون باشه تو که علی و محسن رو شفا دادی و به هوش اومدند این یکی برات کاری نداره که...میدونم. خانوادمو حفظ کن. من و محمد و آرمان هر سه درکنار هم سعی میکنیم این زندگی رو هرروز بهتر و بهترش کنیم توام اشتباهای مارو بخاطر اون ببخش و رحم کن.
22 بهمن 1396

تولد چهارسالگی

    سلام سلام   تولد امسال آرمانو کاملا جمع و جور گرفتیم و فقط خانواده خودم و یکی از دوستام رو دعوت کردم ولی این هم باعث نشد که تم نداشته باشیم. ماکتای بزرگ ساختم و کاراکتر های مورد علاقه آرمان رو روی ریسه عکساش هم چاپ کردم. کلی برگ سبز هم برای بک درست کردم به علاوه بادکنک هلیومی که آرمان خیلی دوست داره به سقف بچسبند.   امیدوارم تولدش براش خاطره انگیز شده باشه....   و اما کادوهاش که خیلی حال کرد   از بابا محمد اسکوتر و لباس  از بابا حسین یه تبلت مشتی از دایی بهنام یه هلیکوپتر خفن و پازل 1000 تکه ای!!!!! از خاله نسیم یه پک اسباب بازی وسایل پلیسی گرفت که ...
29 دی 1396